اینم از مسافرت ما
جاتون خالی یه چهار پنج روزی رفتم شهریار خونه خالم یه سری هم به تهران زدم سرم بد جوری درد گرفت البته نه بخاطر اینکه به تهران سر زدم به خاطر دودو هوای آلوده تهران بابا این تهرانی ها خیلی مردن که تو این هوا طاقت میارن حالا ترافیک و شلوغیش به کنار بابا صد رحمت به مشد خودمون یعنی همون مشهد خودمون خلاصه هر کی منو میدید میگفت دیوانه همه عید اومدن تو گذاشتی عید تموم شه بعد اومدی همه هلوها تموم شد گفتم بابا من هلو خیلی دوست ندارم پوستش کرک داره فاز نمیده دیدم خندیدن و گفتن از اون هلو ها نه از اون یکی های دیگه ........ گفتم از سقف برو بالا من اصلا اهلش نیستم فکر بد نزنه به سرتون حالا البته برای تنظیم مزاج بد نیست از هلو های تهران نیز یه گاز بزنیم ولی هر چی فکر کردم دیدم نه بابا همینجوری کلی حرفه پشت سرم دیگه اگه گازم بزنم سوژه میاد دستشون خلاصه همون جور پاک برگشتم مشهد و به جون خودم هلو نخوردم چه درختی چه غیر درختی............
ولی خداییش خوش گذشت