تبليغاتX
شاید چرت و پرت شایدم ...... - خاطرات و مرور اونا
یک مشت حرف دوست داشتنی

خاطرات و مرور اونا

هوس کردم تیریپ جواتی روی دوتا پاهام کنار یک جوب بشینم و برم تو فکر شایدم تو پارک روی یه صندلی نمیدونم شایدم تو چمنا خیلی بیشر فاز بده خلاصه پاهامو بگیرم تو بغلم و شروع کنم روزهای زندگیمو که رفته یکی یکی مرور کنم ببینم کی حال کردمو کی ضد حال خوردم خلاصه بگردم ببینم چه کارهایی رو باید میکردم و چه کارهایی رو نباید میکردم البته فرصتهای زیادی از دست دادم ولی نباید حسرت بخورم چون کاری درست نمیشه و خراب تر هم میشه به یاد اونایی بیفتم که عاشقشون بودم البته نه از این کلمه استفاده نمیکنم  (عاشق)اخه برداشت ها در مورد عشق و عاشقی مختلفه بگذریم بهتره بگم به یاد اون کسایی بیفتیم که دوستشون داشتیم و بهشون خیلی علاقه داشتیم ولی حالا به هر دلیلی که نمیخوام بگم بهشون ابراز علاقه نکردیمو یه دوستت دارم خوشک و خالی بهشون نگفتیم  تا اینکه تبدیل شدن به یک خاطره تلخ  یا اونایی که بهمون گفتن دوستمون دارن یا یه جورایی بهمون فهموندن که بابا من تورو میخوام دوست دارم ولی ما خودمون رو به اون راه زدیم و مثل ..... بهشون بی اعتنایی کردیم حتی حاضر به درکشون نشدیم  اره دلشون رو شکستیم  حالا پشیمون شدیم یا نه بماند دیگه این به وجدان آدم کار داره که اگه بیدار شده باشه .............خوب بگذریم و بیاییم به حال و آینده نگاه کنیم به پیش آمدهایی که قراره برامون درست بشه فکر کنیم یکم بیشر از قبل تا اگه آینده  اومدیمو خاطرات رو مرور کردیم بگیم آفرین به خودم که راه درست رو انتخاب کردم   و حسرت این روزهای از دست رفته رو نخوریم

{{{اینم بگم منظورم ازاین حرفها این نیست که کسی حسرت گذشته بخوره بلکه میگم تجربه  گذشته رو به کار بگیرید }}}

نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386 ساعت 0:1 توسط حمید |