تبليغاتX
شاید چرت و پرت شایدم ......
یک مشت حرف دوست داشتنی

قدرت خدا

اینم یه عکس که چند ماه پیش گرفتم خیلی خودم حال کردم گله اندازه ناخونه شسته البته قبول دارم تاره اخه منم عکاس نیستم

 

نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386 ساعت 23:54 توسط حمید |

یه چرت و پرت دیگه

یکی بود یکی نبود  پس چه فایده یکی باشه یکی نباشه پس زین پس بگوییم یکی بود و یکی دیگه هم بود  غیر از خدا دوتا جون دیگه هم بودن که  یکیشون تو بودی و یکیشون من حالا من واسه تو میگم  یعنی من که نه دلم واست میگه  میگه لا مذهب تو که ازم بدت نمیاد تو که به قول عزیز جون برام قیمیش میاری  تو که به قول مامان  خیلی تیتیش هستی  تو که به قول بابا خود طلایی اونم 25 عیارش  اره 25 عیار چون تکی و هیچ طلایی به تو نمیرسه اینو میدونم و میدونی که ازم بدت نمیاد از ادا اتفارات معلومه که ازم خوشت میاد  اره تو حق داری شاید از خودم زیاد حال کردم  شایدم زیاده روی کردم  که گفتم ازم خوشت میاد  ولی قبول کن اگه خوشت نمیاد ولی بدتم نمیاد  خلاصه بگم بی معرفت نمیگم بیا لاو بتر کونیم  بیا نامه عاشقونه بنویسیم  نمیگم زنگ بزن و اس ام اس بده فقط یه نگاه یه نگاه کوچیک به چشام بنداز  تا شاید خیلی چیز هارو که نمیدونی با یه نگاه بفهمی و درک کنی هیچی ازت نمیخوام فقط یه نگاه یه نگاه عمیق که نا گفته های دلم رو که خیلی وقته نگهشون داشتم رو با یه نگاه  به تو بیان کنم  بهت نمیگم دوست دارم نه بخاطر کلاس گذاشتن و افه گذاشتن یا اینکه خودمو خیلی بزرگ میدونم نه فقط به این خاطره که  رابطه ما هنوز اونقدر قوی و مستحکم نیست که اصل زندگی و رابطه  یعنی دوست داشتن رو بهت بیان کنم  نمیخوام اول سلام دروغ باشه  شاید تو ندونی ولی خودم میدونم بهت علاقه مندم ولی هنوز اونقدر علاقم بالا نیست که بگم دوست دارم  ولی بدون ارزش دوست داشتن رو داری و دوست داشتنی هستی ولی بازم میگم را بطه مون هنوز اونقدر قوی نیست که بهت بگم عزیزم دوست دارم
   شنیدی میگن نگاه زاده علاقه است ..................... پس نگاهم کن

نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386 ساعت 20:17 توسط حمید |